۱۳۹۶ يکشنبه ۲۸ آبان | اِلأَحَّد ٢٩ صفر ١٤٣٩
منوی اصلی

زیارت نامه امام حسن (ع)
زیارت نامه امام حسن مجتبی (ع)
تبلیغات
وصیت ها و صدقات  

وصیت ها و صدقات امام موسى بن جعفر علیه السّلام‏

عیون اخبار الرضا: عبد اللَّه بن محمّد حجال نقل از ابراهیم بن عبد اللَّه جعفرى كه او از عده‏اى از خویشاوندان خود نقل كرد كه حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام بر وصیت خود اسحاق بن جعفر بن محمّد و ابراهیم بن محمّد جعفرى و جعفر بن صالح جعفرى و معاویه جعفرى و یحیى بن حسین بن زید و سعد بن عمران انصارى و محمّد بن حارث انصارى و یزید بن سلیط انصارى و محمّد بن جعفر اسلمى را شاهد گرفت.

بعد از اینكه ایشان را گواه گرفت بر شهادت به وحدانیت خداى یكتا و رسالت محمّد مصطفى و آمدن روز جزا و برانگیخته شدن مردم از قبرها و اینكه زنده شدن پس از مرگ حق است همچنین حساب و كیفر و قصاص و ایستادن در مقابل خداى بزرگ و آنچه حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله آورده حق است و واقعیت دارد و هر چه روح الامین آورده بر همین عقیده زندگى می كنم و می میرم و برانگیخته خواهم شد.

اینها را گواه میگیرم بر اینكه وصیت خود را به خط خویش نوشته‏ام و وصیت جدم امیر المؤمنین و وصیت امام حسن و امام حسین و على بن الحسین و محمّد بن على و وصیت جعفر بن محمّد را قبل از این نسخه ‏بردارى كرده‏ام بدون حذف یك حرف، وصیت كردم به فرزندم على و سایر فرزندانم پس از او اگر فرزندم على خواست و رشد و صلاح در آنها دید و مایل بود كه باشند، در صورتى كه نخواست آنها در وصیت باشند و میل داشت خارج شوند اختیار با او است آنها را اختیارى نیست صدقات و اموال و فرزندانى كه واگذارده‏ام بفرزندم على وصیت میكنم و ابراهیم و عباس و اسماعیل و احمد و ام احمد ولى اختیار زنانم فقط در دست على است و یك ثلث از صدقه پدر و خویشاوندانم در اختیار اوست كه هر طور مایل است به مصرف برساند و اختیار هر نوع تصرفى را او دارد اگر مایل بود بانجام می رساند آنچه در باره خانواده‏ام ذكر كرده‏ام و اگر نخواست‏

زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)، ص: 253

انجام نمی دهد این اختیار را دارد میتواند در صورتى كه میل داشت اموال مرا بفروشد، ببخشد یا بكسى بدهد او صدقه كند بر خلاف وصیتى كه من كرده‏ام این كار در اختیار اوست می تواند انجام دهد.

كار او در وصیت و ثروت و خانواده و فرزندانم با من هیچ فرقى ندارد.

اگر مایل بود برادرانش را كه در اول وصیتنامه نام برده‏ام بر شركت در وصیت نگهدارد می تواند، در صورتى كه مایل نبود می تواند خارج كند بدون اینكه بر او ایرادى باشد در صورتى بخواهد یكى از برادران خواهر خود را بازدواج كسى در آورد نمی تواند مگر باجازه و امر او هر قدرتمندى كه جلو او را بگیرد یا مانع شود از انجام وصیتى كه باو كرده‏ام بیزار از خدا و پیامبر خواهد بود و خدا و پیامبر از او بیزارند و بر او باد لعنت لعنت‏كنندگان و ملائكه مقرب و پیامبران مرسل و تمام مردم مؤمن و هیچ یك از سلاطین نمی توانند سرمایه‏اى كه من در نزد او دارم بگیرند و نه هیچ كدام از فرزندانم مالى كه نزد او دارم هر چه او بگوید در كم و زیاد، حق با اوست و راست می گوید. از اینكه بعضى از فرزندان خود را با او شریك در وصیت كردم منظورم نام بردن آنها بود.

فرزندانم كوچك و مادران آنها هر كدام در منزل خود ماندند و مراقب حجاب خویش بودند آنچه در زمان حیات خودم می گرفتند پس از فوت نیز می گیرند، در صورت تمایل او و كسى شوهر اختیار كرد نمی تواند فرزند مرا بزرگ كند مگر على صلاح بداند، دختران مرا هیچ كدام از برادرانشان و مادرانشان هیچ اختیارى در باره آنها ندارند. مگر باجازه و میل و مشورت او.

اگر چنین كارى را بر خلاف وصیت من بكنند مخالفت با خدا و پیامبر نموده و او را از اختیارى كه دارد باز داشته‏اند او بهتر می داند كه فامیلش با چه كس می توانند ازدواج كنند در صورتى صلاح بداند عروس می كند و گرنه مانع ازدواج مى‏شود، همسرانم را وصیت كرده‏ام مانند آنچه در ابتداى وصیت‏نامه ذكر نموده‏ام و خداوند را بر آنها گواه میگیرم.

زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)، ص: 254

هیچ كس نمی تواند وصیت مرا بگشاید و باز كند، این وصیت بهمان وضعى كه توضیح داده و تعیین كرده‏ام هر كه مخالفت با وصیتم كرد وزر وبالش بگردن اوست و هر كه مطابق آن عمل نمود از ثوابش بهره‏مند مى‏شود خدا بهیچ كس ستم روا نمی دارد و هیچ كس چه سلطان و چه دیگرى نمی تواند وصیت‏نامه مرا كه مهر زده‏ام پاره كند هر كس چنین كند گرفتار لعنت و غضب خدا و ملائكه و تمام مسلمانان و مؤمنین شود حضرت موسى بن جعفر و شاهدان مهر زدند.

عبد اللَّه بن محمّد جعفرى گفت: عباس بن موسى بن جعفر به پسر عمران، قاضى طلحى گفت: درون این نامه گنج و جواهرى است براى ما ولى او می خواهد صاحب آن شود و بما ندهد هر چه پدرمان واگذاشته در اختیار اوست ما را دست تنگ و بینوا كرده. ابراهیم بن محمّد جعفرى باو حمله كرد و دشنامش داد همچنین اسحاق بن جعفر.

عباس بقاضى گفت: مهر از وصیت‏نامه بردار ببین چه نوشته گفت: من چنین كارى نمیكنم كه مورد لعنت پدرت قرار گیرم. عباس گفت: خودم مهر را پاره میكنم گفت: اختیار با تو است. عباس مهر از نامه برگرفت دید آنها را از وصیت خارج كرده فقط على را وصى قرار داده و ایشان را باطاعت از على بن موسى الرضا ملزم نموده چه بخواهند و چه نخواهند یا مانند یتیمان در تحت كفالت او باشند و از حد صدقه نیز خارج كرده و یادآورى نموده.

در این موقع حضرت رضا رو بجانب عباس كرده فرمود: برادر! من میدانم قرض ترا وادار باین كار كرده فرمود: سعد! برو تعیین كن چقدر قرض دارند قرض آنها را بپرداز و سند مقروض بودنش را بگیر و قبض رسید از طلبكاران بستان بخدا قسم برابرى و برادرى و نیكى بشما را رها نمی كنم تا زنده باشم شما هر چه مایلید بگوئید.

عباس گفت: هر چه بما بدهى مقدارى از اموال ما است كه در اختیار تو است آنچه باقیمانده بیشتر است فرمود: شما هر چه مایلید بگوئید و هر ادعائى كه مایلید بكنید خدایا برادران مرا اصلاح كن و آنها را وسیله راهنمائى دیگران قرار ده‏

زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)، ص: 255

شیطان را از ما و آنها دور گردان و ایشان را یارى كن بر اطاعت خود. خدا را بر آنچه می گویم دلیل می گیرم كه واقعیتى را میگویم.

عباس گفت: چقدر زبان‏دار هستى مرا قدرت مقابله با تو نیست، بعد از این سخن از هم جدا شدند.

عیون اخبار الرضا- ج 1 ص 37

عبد الرحمن بن حجاج گفت: حضرت ابو الحسن على بن موسى برایم وصیت امیر المؤمنین علیه السّلام را با صدقه پدرش بوسیله ابو اسماعیل مصادف فرستاد و ذكر كرده بود موقوفه حضرت صادق و موقوفه خودش را.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* این صدقه و وقفنامه موسى بن جعفر است كه فلان زمین را كه در فلان محل است و حدود آن زمین چنین است، تمامى آن از نخلستان و زمین و آب و حدود متصرفات و حقوق و آبیارى از قنات و هر نوع حقى كه دارد از قبیل خرمن‏كوبى تصرف در ارتفاعات یا درختكارى و حقابه با زمین زراعتى و مسیل و قسمت‏هاى آباد و بایر تمام حقوقى كه در این زمین دارد وقف كرد بفرزندان صلبى خودش مرد و زن كه بین آنها تقسیم شود تمام غله و محصول پس از وضع مخارج كه در تعمیرات ملك و آبادى آن باید بشود و بعد از برداشت محصول سى درخت خرما كه آن را بین مستمندان قریه تقسیم كنند بقیه را بین فرزندان موسى بن جعفر به پسر دو برابر دختر، تقسیم می كنند.

اگر زنى از فرزندان موسى بن جعفر ازدواج كرد دیگر حقى در این موقوفه ندارد مگر اینكه باز بدون شوهر شود در صورتى كه بدون شوهر شد باز معادل حقى كه دختران بدون شوهر مى‏برند خواهد برد، هر یك از فرزندان موسى بن جعفر از دنیا رفت كه فرزند داشت سهم پدرش بین آنها به نسبت پسر دو برابر دختر تقسیم مى‏شود با همان شرطى كه در مورد فرزندان خود موسى بن جعفر علیه السّلام بود و كسى كه از دنیا رفت و فرزند نداشت حق او بسایر اهل صدقه و موقوفه می رسد.

فرزند دختر در این موقوفه حقى ندارد مگر اینكه پدرشان از فرزندان‏

زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)، ص: 256

موسى بن جعفر علیه السّلام باشد، هیچ كس حقى در این موقوفه ندارد تا فرزند یا فرزند فرزند و یا از نسل موسى بن جعفر یك نفر باقى بماند، اگر بكلى منقرض شدند و كسى باقى نماند این موقوفه برمی گردد به فرزندان پدرم از طرف مادر خودم تا یك نفر باقى بماند با همان شرطى كه نسبت به فرزندان و اعقاب خود كردم در صورتى كه فرزندان پدرم از طرف مادر و اولادشان منقرض شدند این موقوفه بین فرزندان پدرم و اعقاب آنها تقسیم مى‏شود تا یك نفر باقى بماند اگر كسى باقى نماند، این موقوفه بین كسانى كه هر چه شایسته‏تر باشند تقسیم مى‏شود تا وقتى خداوند وارث زمین گردد كه او بهترین وارث است.

موسى بن جعفر این موقوفه را در حال صحت و سلامتى، قرار داد براى همیشه بطور كلى بدون استثناء و نه قابل برگشت بامید پاداش خدا در آخرت براى هیچ مؤمنى كه ایمان بخدا دارد جایز نیست فروش یا بخشش یا واگذارى یا تغییرى در آنچه من شرط نموده‏ام بدهد تا خداوند وارث زمین و ساكنان آن شود.

این موقوفه در اختیار على بن موسى الرضا و ابراهیم است اگر یكى از این دو فوت شد قاسم بجاى او مى‏آید باز اگر یكى از آنها فوت شد اسماعیل جانشین اوست اگر یكى از این دو نفر فوت كرد عباس بجاى اوست، اگر یكى از آن دو فوت شد فرزند بزرگترم جانشین او خواهد بود، گفت حضرت: كه پدرش اسماعیل را بر عباس در این موقوفه مقدم داشت با اینكه عباس بزرگتر از اسماعیل بود.

عیون اخبار الرضا: بكر بن صالح گفت: به ابراهیم پسر موسى بن جعفر علیه السّلام گفتم: عقیده تو در باره پدرت چیست؟ گفت: او زنده است گفتم: در باره برادرت حضرت رضا چه میگوئى؟ گفت او مورد اعتماد و راستگو است، گفتم او می گوید:

كه پدرت از دنیا رفته  ، گفت: او بهتر می داند چه می گوید. چند مرتبه همین سؤال را تكرار كردم، همان جواب را داد.

گفتم پدرت وصیت كرد؟ گفت: آرى، گفتم بچه كس وصیت كرد گفت:

به پنج نفر از ما ولى برادرم على را بر همه ما مقدم داشت.

زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)، ص: 257

تمامی حقوق این سایت متعلق به بنیاد فاتح می باشد .
نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2012 SunWay ICT Center, All rights reserved