۱۳۹۶ يکشنبه ۲۸ آبان | اِلأَحَّد ٢٩ صفر ١٤٣٩
منوی اصلی

زیارت نامه امام حسن (ع)
زیارت نامه امام حسن مجتبی (ع)
تبلیغات
معاد 

 

اعتقاد به معاد

 


معاد
انگیزه ی فعالیتهای زندگی، تأمین نیازها و خواسته ها، و نیل به ارزشها و آرمانها، و در نهایت رسیدن به سعادت و کمال نهایی است و چندی و چونی کارها و کیفیت جهت دادن به آنها بستگی به تشخیص اهدافی دارد که تلاشهای زندگی برای رسیدن به آنها انجام می گیرد. بنابراین، شناخت هدف نهایی زندگی برای رسیدن، نقش اساسی را در جهت دادن به فعالیتها و انتخاب و گزینش کارها ایفاء می کند.


 

و در واقع، عامل اصلی در تعیین خط مشی زندگی را نوع نگرش و بینش و شناخت انسان، نسبت به حقیقت خود و کمال و سعادتش تشکیل می دهد و کسی که حقیقت خود را تنها مجموعه ای از عناصر مادّی و فعل و انفعالات پیچیده ی آنها می پندارد و حیات خود را منحصر به چند روزه ی زندگی دنیا می انگارد و لذّت و سعادت و کمالی را ورای بهره های مربوط به همین زندگی نمی شناسد، رفتارهای خود را بگونه ای تنظیم می کند که تنها نیازهای دنیوی و خواسته های این جهانیش را تأمین کند، اما کسی که حقیقت خود را فراتر از پدیده های مادّی می داند و مرگ را پایان زندگی ندانسته، آنرا نقطه ی انتقال از جهان گذرا به جهان جاودانی می شناسد و رفتارهای شایسته ی خود را وسیله ای برای رسیدن به سعادت و کمال ابدی می شمارد، برنامه ی زندگیش را به گونه ای طرح و اجراء می کند که هر چه بیشتر و بهتر برای زندگی ابدیش سودمند باشد. و از سوی دیگر، سختیها و ناکامیهای زندگی دنیا، او را دل سرد و ناامید نمی کند و از تلاش در راه انجام وظایف و کسب سعادت و کمال ابدی، باز نمی دارد.

تأثیر این دو نوع انسان شناسی، منحصر به زندگی فردی نیست بلکه در زندگی اجتماعی و رفتارهای متقابل افراد نسبت به یکدیگر نیز تأثیر بسزائی دارد و اعتقاد به حیات اخروی و پاداش و کیفر ابدی، نقش مهمی را در رعایت حقوق دیگران و احسان و ایثار نسبت به نیازمندان، بازی می کند و در جامعه ای که چنین اعتقادی زنده باشد برای اجرای قوانین و مقررات عادلانه و جلوگیری از ظلم و تجاوز به دیگران، کمتر نیاز به اِعمال زور و فشار خواهد بود. و طبعاً در صورتی که این اعتقاد، جهانی و همگانی شود، مشکلات بین المللی هم بصورت چشمگیری کاهش خواهد یافت.

با توجه به این نکات اهمیت مسئله معاد و ارزش پژوهش و تحقیق درباره ی آن، روشن می شود، و حتی اعتقاد به توحید، به تنهایی (و بدون اعتقاد به معاد) نمی تواند تأثیر کامل و گسترده ای در بخشیدن جهت مطلوب به زندگی داشته باشد. و از این جا راز اهتمام ادیان آسمانی و بخصوص دین مقدّس اسلام به این اصل اعتقادی، و تلاش فراوان انبیاء الهی برای راسخ کردن این عقیده در دلهای مردم، آشکار می گردد.

اعتقاد به زندگی اخروی در صورتی می تواند نقش خود را در جهت دادن به رفتارهای فردی و اجتماعی، ایفاء کند که نوعی رابطه ی علیّت بین فعالیتهای این جهانی و سعادت و شقاوت آن جهانی، پذیرفته شود و دست کم، نعمتها و عذابهای اخروی به عنوان پاداش و کیفر برای رفتارهای شایسته و ناشایسته این جهان، شناخته گردد. وگرنه، در صورتی که چنین پنداشته شود که سعادت اخروی را می توان در همان جهان، کسب کرد- هم چنان که بهره های دنیوی را می توان در همان جهان بدست آورد- اعتقاد به زندگی اخروی، نقش تعیین کننده ی خود را در رفتارهای این جهانی، از دست خواهد داد. زیرا طبق این پندار می توان گفت که: در این دنیا باید برای تحصیل سعادت دنیوی، کوشش کرد، و برای رسیدن به سعادت اخروی باید پس از مرگ و در همان عالم آخرت به تلاش پرداخت!

بنابراین، لازم است علاوه بر اثبات معاد و زندگی اخروی، رابطه ی بین دو زندگی (دنیا و آخرت) و تأثیر رفتارهای اختیاری در سعاادت یا شقاوت ابدی نیز اثبات گردد.
معاد

اهتمام قرآن به مسأله معاد

بیش از ثلث آیات قرآن، ارتباط با زندگی ابدی دارد: در یک دسته از آیات، بر لزوم ایمان به آخرت، تأکید شده؛(1) و در دسته ی دیگر، پی آمدهای انکار آن، گوشزد شده؛(2) و در دسته ی سوم، نعمت های ابدی،(3) و در دسته چهارمی عذابهای جاودانی، بیان شده است.(4) همچنین در آیات فراوانی رابطه ی بین اعمال نیک و بد با نتایج اخروی آنها ذکر گردیده؛ و نیز با شیوه های گوناگونی امکان و ضرورت رستاخیز مورد تأکید و تبیین قرار گرفته و به شبهات منکران، پاسخ داده شده؛ چنانکه منشأ تبهکاریها و کج رویها فراموش کردن یا انکار قیامت و روز حساب، معرفی شده است.(5)

از دقت در آیات قرآنی بدست می آید که بخش عمده ای از سخنان پیامبران و بحثها و جدالهای ایشان با مردم، اختصاص به موضوع معاد داشته است و حتی می توان گفت که تلاش آنها برای اثبات این اصل، بیش از تلاشی بوده که برای اثبات توحید کرده اند زیرا اکثر مردم، سرسختی بیشتری برای پذیرفتن این اصل، نشان می داده اند. علت این سرسختی را می توان در دو عامل، خلاصه کرد: یکی عامل مشترک در انکار هر امر غیبی و نامحسوس، و دیگری عامل مختص به موضوع معاد یعنی میل به بی بند و باری و عدم مسئولیت، زیرا همان گونه که اشاره شد اعتقاد به قیامت و حساب، پشتوانه ی نیرومندی برای احساس مسئولیت و پذیرفتن محدودیتهای رفتاری و خودداری از ظلم و تجاوز و فساد و گناه است و با انکار آن، راه برای هوسرانیها و شهوت پرستیها و خودکامگیها باز می شود:

قرآن کریم با اشاره به این عامل می فرماید:

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن لَن نَجمَعَ عِظامَهُ، بَلی قادرینَ عَلی اَن نُسَوِّیَ بَنانَهُ، بَل یُریدُ الانسانُ لِیَفجُرَ اَمامَه.(6)

آیا انسان چنین می پندارد که استخوانهایش را (پس از متلاشی شدن) جمع نخواهیم کرد؟ چرا (این کار را خواهیم کرد (در حالی که) تواناییم که سرانگشتانش را (مانند اول) هموار سازیم. بلکه انسان می خواهد جلوی خویش را باز کند (و بی بند و بار باشد).

همین روحیه ی اباء و امتناع از پذیرفتن معاد به معنای حقیقی را می توان در کسانی یافت که در گفتارها و نوشتارهایش می کوشند که «رستاخیز» و «روز واپسین» و دیگر تعبیرات قرآنی درباره ی معاد را بر پدیده های این جهانی و رستاخیز ملتها و تشکیل دادن جامعه ی بی طبقه و ساختن بهشت زمینی، تطبیق کنند یا عالم آخرت و مفاهیم مربوط به آن را مفاهیمی ارزشی و اعتباری و اسطوره ای(7) قلمداد نمایند!

قرآن کریم چنین کسانی را «شیاطین انس» و «دشمنان انبیاء» دانسته است که با سخنان آراسته و فریبنده شان به راهزنی دلها می پردازند و مردم را از ایمان و اعتقاد صحیح و پای بند به احکام الهی، باز می دارند:

وَ کَذلِکَ جَعَلنا لِکِلِّ نَبیٍّ عَدُوّاً شَیاطینَ الانِس وَالجِنَّ یُوحِی بَعضُهُم اِلی بَعضٍ زُخرُفَ القَول غُرُوراً وَ لَوشاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرهُم وَ ما یَفتَرُون؛ وَ لِتَصغی اِلَیه اَفئِدَهُ الذّینَ لایُومِنُونَ بالآخِرَه و لِیَرضَوهُ وَ لِیَقتَرفُوا ما هُم مُقتَرفُونَ.(8)

و بدین سان برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم که برای فریفتن مردم پیرایه های سخن را به یکدیگر الهام می کنند و اگر خدا می خواست (جبراً جلوی آنها را می گرفت و) چنین کارهایی انجام نمی دادند (ولی خواست خدا این است که مردم در گزینش راه خوب و بد، آزاد باشند) پس آنان را با دروغهایشان واگذار. و تا دلهای کسانی که ایمان به آخرت ندارند به سخنان آراسته ی آنان فرا داده شود و آنها رابپسندند و آنچه را بخواهند مرتکب شوند.

 
نتیجه

برای اینکه شخص بتواند راهی را در زندگی برگزیند که به سعادت حقیقی و کمال نهائیش بینجامد باید بیندیشد که: آیا حیات انسانی با مرگ، پایان می یابد یا پس از آن، حیات دیگری خواهد داشت؟ و آیا انتقال از این جهان به جهان دیگر، همانند مسافرت از شهری به شهر دیگر است که می توان لوازم و وسایل زیستن را در همان جا فراهم کرد یا اینکه حیات این جهان، مقدمه و زمینه ساز خوشیها و ناخوشیهای آن جهان است و کار را باید در این جا انجام داد و نتیجه ی نهائیش را در آنجا یافت؟ و تا این مسائل، حلّ نشود نوبت به شناختن راه و گزینش خط مشی و برنامه ی زندگی نمی رسد زیرا تا مقصد سیر و سفر، معلوم نشود نمی توان راه وصول به آنرا تشخیص داد.

در پایان، یادآور می شویم که احتمال وجود چنین حیاتی هر قدر ضعیف، فرض شود کافی است که انسان هوشیار و خردمند را وادار به تحقیق و پژوهش درباره ی آن کند زیرا «مقدار محتمل» بی نهایت است.

 --------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1. بقره/4؛ لقمان/4؛ نمل/3 و ...

2. اسرا/10؛ فرقان/11؛ صبا/8؛ مؤمنون/74 و ...

3. الرحمان/36 تا آخر سوره الواقعه/ 15- 38، الدهر- 11- 21، ...

4. الحاقّه/ 20- 27، الملک/ 6- 11، الواقعه/ 42/ 56 و ...

5. ص/ 26. سجده/140

6. القیامه- 3- 5.

7. نمل- 68، الحقاف- 17.

8. انعام/ 112- 113.

تمامی حقوق این سایت متعلق به بنیاد فاتح می باشد .
نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2012 SunWay ICT Center, All rights reserved